بررسی "به رنگ ارغوان" ساخته ی ابراهیم حاتمی کیا

یا کاشف

چرا ارغوان کامرانی در فیلم به رنگ ارغوان به وزارت اطلاعات پیوست؟

چیزی که عموما در مورد انتهای فیلم به رنگ ارغوان می گویند این است که:"وزارت اطلاعات شهاب رو زیر نظر گرفت و فیلم تموم شد." ولی اینطور نیست به چند دلیل ما اثبات می کنیم منظور حاتمی کیا از این فیلم ، نشان دادن جذب ارغوان توسط وزارت اطلاعات است(لطفا تا انتها بخوانید، سعی کردیم تغییر ها را به ترتیب بیاوریم):

چادر سر کردن ارغوان در آخرین برداشت های درون کافه و حتی مقنعه به سر کردنش در بعد از آن

تنفر ارغوان از آن گروهک خاص برای کشتن پدرش

تقابل فلق(نام مستعار گزارش دهنده ی آخر فیلم) با شفق (یکی از آن سران گروهک) چون یکی به هنگام غروب است و دیگری به هنگام طلوع و در عین حال نوعی یکسانی در عین اختلاف

وفادار ماندن و خراب نشدن شهاب بوسیله ی علاقه اش به ارغوان : دلیل این سلامت (از نظر اطلاعاتی)، چکاندن ماشه ی اسلحه برای حذف خود و آسیب نرسیدن به عملیات است. چون فردی که زمین گیر این احساسات شود عموما میل به زندگی در او چند برابر می شود. پس با آن تصویر نشان داده شد که هنوز فرد قابل اعتمادی برای وزارت است. این مطلب را از حرف دو پهلوی رئیس شهاب (رضا بابک) نیز می توان فهمید:"کار کارِ خودته". ایهامش اینجاس که نگفت "حذف شهاب" کار خود شهابه یا "انجام عملیات" کار خود شهابه(با توجه به اینکه دید شهاب به تشکیلات هنوز پایبند تر است تا به احساسات خودش). نیز در کافه آخرین بار، شهاب می خواست عاطفی و شل و ول جواب ارغوان رو بده ولی یهو به خودش می آد و خودش رو جمع و جور می کنه و محکم حرفش رو میزنه. این هم می تواند نشان از مبارزه ی شهاب با خودش باشد و سلامت وی(از نظر اطلاعاتی)

فلق ارغوانی است و به رنگ ارغوان

حلقه ای در انگشت زنی است که در حال نوشتن گزارش انتهایی داستان است

ما بر اساس این دلایل نتیجه گرفتیم که ارغوان(فلق) و شهاب ازدواج کردند و یک زوج اطلاعاتی را تشکیل دادند.

ممکن است کسی بپرسد پس چه کسی از شهاب و ارغوان عکس می گرفت؟ جواب: به هرحال وضعیت شهاب مانند مریضی بود که از نظر اطلاعاتی باید تحت نظر قرار می گرفت . اگر خوب شدنی بود که سر کارش بر می گشت و اگر نه باید حذف می شد. با توجه به برخی رفتار های شهاب که در بالا ذکر شد می توان نتیجه گرفت که شهاب از این امتحان سربلند بیرون آمد و بعد از مدتی به کارش بازگشت.

این فیلم برخلاف نظر عموم بینندگان، برنده ی نهایی و شاید بتوان گفت لحظه لحظه ی فیلم، وزارت اطلاعات بود به چند دلیل:

جایی که شهاب در کافه از محسن (رفیق قبلی ارغوان) عذر خواهی می کند، شهاب با اقتدار دست محسن را از مچ گرفته و بلند کرده و این نشانه ی اقتدار وزارت اطلاعات است هرچند لفظ چیز دیگه ای را نشان دهد

وزارت اطلاعات خروجی هایش را به قدری حرفه ای آموزش داده، که اگر این خروجی ها خود را برای عملیات مضر قلمداد کنند اقدام به حذف خود می کنند . وزارت اطلاعات چندان نگرانی ای از جانب خودی هایش احساس نمی کند.

درست است که با شرایطی که برای ارغوان ِ غیر سیاسی رقم خورد و یک پای آن وزارت اطلاعات بود، ارغوان فعالیت های سیاسی و منتقدانه ای به سیاست های دولتی را آغاز کرد و حتی در صف اول این گروه قرار گرفت ولی در نهایت جذب حکومت شد.(تفاوت بین دولت و حکومت و اینکه منتقدان دولت می توانند از طرفداران حکومت باشند.)

وزارت اطلاعات به شدت حرفه ای نشان داده می شود تا آنجا که نامه ای که شهاب نفرستاده هم توسط رئیسش خوانده می شود و شهاب به ارغوان می گوید: دیگه اونا به اطلاعات دادن من احتیاجی ندارند

وزارت اطلاعات عمده ی کارش نظارتی است و عملیات هایش صرفا انفعالی است نه فعالانه و ابتدا به ساکن.

اما نکات مبهمی هم داشت:

در آن قسمت از فیلم که محسن را در جنگل بازجویی می کندمعلوم نیست کارش درست است یا نه.

از جهتی شاید در راستای ماموریت و امنیت ملی محسوب شود یا مساله ضربه شصت نشان دادن به یک مزاحم نوامیس باشد و توجیه شود ولی از جهتی به می توان مساله را یک نکته ی منفی دانست که بدون در نظر گرفتن شرایط بازجویی در حال بازجویی است. هرچند که قرار نیست از اظهارات محسن له یا علیه کسی در دادگاه استفاده شود تا بگوییم از نظر قضای اسلامی این نحوه اعتراف گرفتن بی ارزش است. ولی شاید بتوان این ایراد را گرفت که تا حد قابل توجهی خشونت در این تصاویر بکار گرفته شد. به هرحال تصاویر مبهمی بود و دو پهلو.

 

/ 1 نظر / 18 بازدید
سحر

سلام وبلاگ قشنگی داری تبریک میگم بهت . به ما هم سر بزن ! در صورت تمایل به تبادل لینک خبرم کن. موفق باشی بای