امام حسن عسکری علیه السلام

بسم الله الرحمن الرحیم

 

تحلیلی از زمان حضرت امام حسن عسکری (روحی له الفداء):

در زمان چند امام بعد از امام رضا(ع)، فشار حکومت بر ائمه بیش از پیش شد. از نگهداری امام هادی(ع) و امام حسن عسکری (ع) و قتل این دو امام و امام جواد(ع) در جوانی ، می توان به شدتِ اختناق در اواخر زمان امامت ظاهری ائمه پی برد. امام حسن عسکری (ع) به نص تواریخ یا در زندان بودند یا ممنوع الملاقات و ممنوع المعاشره.

سیستم و شبکه ی وکالت که در زمان امام صادق (ع) شروع به کار کرده بود در زمان امام حسن عسکری(ع) بسیار منسجم تر، هماهنگ تر و پر تجربه تر - با وجود اختناق شدید- به کار خود ادامه می داد. در معرفی این شبکه ی عظیم وکالت که شرق تا غرب مرز های سیاسی اسلام را در دست خود گرفته بود باید گفت که امام عصر(ع)، وکلایی را برای هدایت مردم و به اسم اخذ وجوهات شرعی (خمس و زکات و...)، به سوی مردم می فرستادند و با استفاده از این وکلا ارتباط خودشان را با شیعه حفظ می کردند و مانع از پرا کندگی شیعه می شدند.

 برخی مطلعین جمعیت شیعه در زمان امام حسن عسکری(ع) را حدود ده برابر زمان امام صادق(ع) تخمین زده اند. این جمعیت قابل توجه و سرسخت، موجب انحرافات ظاهری برخی عباسیان از سیاست های عباسی شد از جمله مامون (لع)- در زمان امام رضا(ع) - ، که گرایشش تشیع از مسلمات تاریخی است. این کار را برای آرام کردن خیل عظیم شیعیان آن عصر کردند. که خوشبختانه علیه شان تمام شد.

شرایط امام (ع) از چند نظر موجب شده بود تا حاکمان وقت شرایط سختی را برایشان ترتیب دهند که به برخی از علل اشاره می کنیم:

1-                     کثرت پیدا کردن شیعه در زمان امام حسن عسکری (ع)

2-                     مخالفت هایی که امام با حاکمان وقت داشتند واین شجاعت و مظلومیت موجب علاقه ی مضاعف مردم به ایشان شده بود .

3-                     قدرت تئوریک فوق العاده – که تمام بزرگان فرق و ادیان را زمین گیر کرده بودند-

4-                     اخبار متواتره ای که محدثین در باب به دنیا آمدن مهدی موعود از امام حسن عسکری(ع) بیان می کردند

شاید برای برخی سوال شود که عباسیان از کجا می دانستند که مهدی ، فرزند امام حسن (ع) است؟

در جواب نقل قول هایی را از استاد مطهری می آوریم:

علت عمده این که اینقدر امام شدید تحت نظر بود این بود که این مطلب شایع بود و مى‏دانستند که مهدى امت از صُلب این وجود مقدس ظهور مى‏کند. همان کارى که فرعون با بنى اسرائیل مى‏کرد که چون شنیده بود کسى از بنى اسرائیل متولد مى‏شود که زوال مُلک فرعون و فرعونیها به دست او خواهد بود پسرهاى بنى اسرائیل را مى‏کشت و فقط دخترها را زنده نگه مى‏داشت و زنهایى را مأمور کرده بود بروند در خانه‏هاى بنى اسرائیل و ببینند کدام زن حامله است و هر زنى را که حامله بود تحت نظر بگیرند، عین این کار را دستگاه خلافت با امام عسکرى علیه السلام انجام مى‏داد. چه خوب مى‏گوید مولوى:

         حمله بردى سوى در بندان غیب             تا ببندى راه بر مردان غیب‏

این احمق فکر نمى‏کرد که اگر این خبر راست است مگر تو مى‏توانى جلوى امر الهى را بگیرى؟! هرچند وقت یک بار مى‏فرستادند به خانه حضرت به تفتیش، مخصوصاً وقتى که امام از دنیا رفت، چون گاهى مى‏شنیدند که حضرت مهدى متولد شده‏اند.

... گاهى مى‏فرستادند به خانه حضرت که این بچه را به خیال خود پیدا کنند و بکشند و از بین ببرند، ولى کارى که خدا مى‏خواهد مگر بنده مى‏تواند بر ضد آن عمل کند؟! یعنى وقتى قضاى حتمى الهى در یک جا باشد دیگر بشر نمى‏تواند کارى در آنجا بکند...

یکى از کنیزان را احتمال دادند که حامله باشد. او را بردند تا یک سال نگاه داشتند، بعد فهمیدند که اشتباه کرده‏اند و چنین قضیه‏اى نبوده است.

وجود مقدس امام عسکرى مادرى دارد به نام «حُدَیْث» که به لقب «جدّه» معروف است. چون جدّه حضرت حجّت (عجّل اللَّه تعالى فرجه) بودند ایشان را «جدّه» مى‏گفته‏اند...  ولى تنها جدّه(ی امام مهدی(عج)) بودن سبب شهرتش نشد، مقامى دارد، عظمتى دارد، جلالتى دارد، شخصیتى دارد که نوشته‏اند (مرحوم محدّث قمى رضوان اللَّه علیه هم در الانوار البهیّه مى‏نویسد) بعد از امام عسکرى مفزع الشیعه بود یعنى ملجأ شیعه این زن بزرگوار بود. قهراً در آن وقت- چون امام عسکرى بیست و هشت ساله بوده‏اند که از دنیا رفته‏اند، على القاعده مطابق سن امام هادى هم حساب کنیم- زنى بین پنجاه و شصت بوده است. اینقدر زن‏ باجلالت و باکمالى بوده است که شیعه هر مشکلى برایش پیش مى‏آمد به این زن عرضه مى‏داشت.

مردى مى‏گوید به خدمت عمّه امام عسکرى حکیمه خاتون دختر امام جواد رفتم، با ایشان صحبت کردم راجع به عقاید و اعتقادات مسأله امامت و غیره. ایشان عقاید خود را گفت تا رسید به امام عسکرى. بعد گفت فعلا امام من فرزند اوست که الآن مستور و مخفى است. گفتم حال که ایشان مخفى هستند اگر ما مشکلى داشته باشیم به چه کسى رجوع کنیم؟ گفت به جدّه رجوع کنید. گفتم: عجب! آقا از دنیا رفت و به یک زن وصیّت کرد؟! فرمود: امام عسکرى همان کار را کرد که حسین بن على کرد.

حضرت امام حسین وصىّ واقعى‏اش و وصىّ او در باطن على بن الحسین بود ولى مگر بسیارى از وصایاى خودش را در ظاهر به خواهرش زینب سلام اللَّه علیها نکرد؟ عین این کار را حسن بن على العسکرى کرد. وصىّ او در باطن این فرزندى است که مخفى است ولى در ظاهر که نمى‏شد بگوید وصىّ من اوست. در ظاهر وصىّ خودش را این زن باجلالت قرار داده است[1].

...اینها همه نشان مى‏دهد که زمینه مهدى امت در میان مسلمین به قدرى قطعى بوده است که جاى شک و تردید نیست. تا آنجا که من تحقیق کرده‏ام، تا زمان ابن خلدون شاید حتى یک نفر از علماى اسلام پیدا نشده است که بگوید احادیث مربوط به مهدى علیه السلام از بیخ اساس ندارد؛ همه قبول کرده‏اند. اگر اختلاف بوده است، درباره جزئیات بوده ... اما در اینکه این امت مهدى‏اى خواهد داشت و آن مهدى از اولاد پیغمبر و از اولاد حضرت زهراست و کارش این است که جهان را پر از عدل و داد مى‏کند پس از آنکه پر از ظلم و جور شده است، تردیدى نبوده است[2].(ختم نقل از استاد مطهری)

 

به قدری این قضیه مشهور بود که حتی برخی از اهل تسنن هم ادعای مهدویت کردند. (مهدی عباسی(م169ق)  مهدی سودانی( 1305ق) از مدعیان دروغین سنی در شمال آفریقا و محمد بن عبدالله قحطانی (1400ق)از مدعیان دروغین وهابیت در حجاز و ...)

 

غرض این که شهرت و بلکه تواتر روایات رسیده به قدری بود که عباسیان مطمئن بودند این اتفاق می افتد.

 

فعالیت های امام حسن عسکری (ع):

1-                     تربیت شاگرد:امام با اینکه همواره در حبس یا تحت مراقبه بودند بیش از 100 شاگرد تربیت کردند که به حفظ و حراست از مرز های اعتقادی و فکری اسلام بپردازند.

2-                    تقویت شبکه ی ارتباطی از طریق وکلا

/ 0 نظر / 18 بازدید