امانت الهی

یا هادی من استهدی

مراد از "امانت" وجود فیض دهنده (خداوند متعال) بر تمام موجودات است چرا که وجود ممکنات به منزله ی پرتو و انوار ساطعه ای از وجود حق تعالی هستند. پس او قائم به ممکنات نیست بلکه به ذات تعالی خود قائم است. پس زمانی که عرضه کردن امانت ، یعنی زیاد کردن قدرت وجود بر هیکل های اهل آسمان ها و زمین و کوه ها اتفاق افتاد پس از حمل آن خود داری کردند چون وجودی متفاوت با وجود حق داشتند مانند انسان غیر کامل از آن جهت که وجودی را برای خودش به عهده گرفت و از آن خارج شد و از آن وجودی که بر آن (وجود) بودند جدا شد (از خدا جدا شد) و با مهربانی شفقت ورزیدند از حمل آن. چرا که مقید شدن در یک وجود خاص امکانی باعث ظلمت و دوری از منبع فیض و جود و معدن کرامت و رحمت است و برای این ظلم انسان به خودش را بر انسان حمل کردند که از ظلمت دوری خارج نمی شود به نور نزدیکی . جهل آن نیز به خاطر نداستن سلامت و سعادتش است در خروج از این وجود ظلمانی و رفتن به عالم حق تعالی است. پس سخن خداوند: إِنَّهُ کانَ ظَلُوماً جَهُولًا بر اساس این تاویل مذمت انسان است و بر اساس تاویل اول (هماهنگی وجود انسان وخداوند متعال) مدح انسان است و هیچ منافاتی بین این دو تاویل وجود ندارد بلکه هر چیزی احتمال دارد پس بفهم!

 

المراد من الأمانة الوجود الفائض على کل موجود لأن وجودات الممکنات هی بمنزلة أشعة و لوامع لوجود الحق تعالى فهی لیست قائمة بالممکنات بل قائمة بذاته تعالى فلما وقع عرض الأمانة یعنی بسط ضوء الوجود على هیاکل أهل السماوات و الأرض و الجبال فأبوا أن یحملوها بزعمهم أن لهم وجودا مباینا لوجود الحق کالإنسان الغیرالکامل حیث یزعم أن له وجودا بل خرجوا عنها و انفکوا عن وجودهم الذی کانوا علیه و أشفقوا عن تحمله لأن التقید بقید الوجود الخاص الإمکانی مناط الظلمة و البعد عن منبع الفیض و الجود و معدن الکرامة و الرحمة و حملها الإنسان لظلمه على نفسه بعدم الخروج عن ظلمة البعد إلى نور القرب و جهله بأن السلامة و السعادة فی الخروج عن هذا الوجود الظلمانی و الذهاب إلى عالم الحق تعالى فقوله: إِنَّهُ کانَ ظَلُوماً جَهُولًا علی هذا التأویل مذمة للإنسان و على التأویل الأول مدح له و لا منافاة بین التأویلین بل الکل محتمل فافهم.

 

أسرارالآیات، متن، ص 165-164

 

/ 0 نظر / 5 بازدید